همه چیز از مسابقه انتخابی شروع شد. محمد بنا اعتقادی به انتخابی نداشت اما رسول خادم شدیدا پایبند پروسه انتخابی تیم ملی بود و وقتی نام مهدی تقوی را از فهرست کشتیگیرانی که اجازه شرکت در مرحله نهایی انتخابی تیم ملی خارج کرد و عملا این شانس را به قهرمان دنیا نداد که به دلیل غیبت در میدانهای انتخابی سال گذشته، دوبنده تیم ملی را در مسابقات جهانی امسال بر تن کند، حجت را بر همه تمام کرد اما محمد بنا اعتقاد داشت که سیستم او سالهاست که جواب داده و اینبار هم ناکامی در مسابقات آسیایی، به خاطر پایبندی به پروسه انتخابی و انتخاب ملیپوشان از بین نفرات برتر جامهای داخلی و خارجی بوده است.
به گزارش سراج24 البته شاید همه درگیری بنا و خادم به انتخابی بازنمیگشت. از مدتها قبل زمزمههایی شنیده میشد که آزادکاران چشم دیدن موفقیتهای کشتی فرنگی را ندارند و از اینکه فرنگی چند سالی است بهتر از آنها در مسابقات جهانی و المپیک نتیجه میگیرد، ناراحتند.
تاریخ تا پیش از به کار گیری محمد بنا در راس تیم ملی فرنگی در سال ۱۳۸۵ تایید میکرد که تا پیش از این همیشه آزادکاران بر سکوهای جهانی و المپیک تکیه زده اند و فرنگیکاران معمولا سهم بسیار ناچیزی در این موفقیتها داشتند. اصلا روی آنها نمیشد حساب کرد و اگر حتی فیروز علیزادهای قهرمان جهان میشد، یا رحیم علیآبادی در المپیک به مدال نقره میرسید و ۳۲ سال بعد هم حسن رنگرزی میآمد و مدال طلای مرحوم علیزاده را در جهان تکرار میکرد، اینها همه اتفاقاتی بود که گهگاه نام کشتی فرنگی ایران را اندکی احیا میکرد اما باز هم آنها حرف زیادی برای گفتن نداشتند.
تا اینکه محمدرضا طالقانی تصمیم گرفت در فدراسیونی که گرچه کشتی فرنگی و آزاد را کاملا در بر میگرفت اما همه تصمیمات مهم، اردوها، عزل و نصبها، بودجه و توجه خاص آزادکاران بود، بخش کشتی فرنگی را جدا کرده و به حمیدرضا گرشاسبی بسپارد.
با این تصمیم رفته رفته پای محمد بنای تازه از فرنگ برگشته هم به فدراسیون و بعد هم تیم ملی جوانان باز شد.
جوانان او در مسابقات جهانی کاری کردند کارستان، حمید سوریان و داوود عابدینزاده با اقتدار قهرمان شدند تا نوید ظهور دو ستاره داده شود، یکی توانست بدون انتخابی با مدعی سرشناس وقت یعنی حسن رنگرز که آسیبدیده هم بود، بلافاصله بعد از قهرمانی در جوانان جهان، عازم مسابقات جهانی ۲۰۰۵ بوداپست شود اما داوود عابدینزاده جوان و مدعی از انتخابی نتوانست سربلند بیرون آید و پشت دروازههای تیم ملی بزرگسالان ماند.
بنا هم به واسطه درخشش تیمش در جوانان جهان به کادر فنی بزرگسالان اضافه شد و در کنار حسن بابک سرمربی وقت، به کچ کردن کشتیگیران در مجارستان پرداخت.
قدم بنا برای کشتی فرنگی ایران خوب بود. ستارهای که جایگزین ستارهای دیگر شده بود، در سرزمین دانوب قهرمان جهان شد و علی اشکانی مرد زحمتکش سبک وزن که تا پیش از این بارها تا پای مدال رفته و در این امر ناکام مانده بود نیز به مدال نقره جهان رسید و از همین جا بود که استارت اسطوره شدن محمد بنا زده شد و نامش بر سر زبانها افتاد.
او در سالهای بعد هم کارنامه بسیار خوبی از خود بر جای گذاشت. شبانهروز در اردو بود، انگار تمام زندگیاش کشتی بود و هیچ مشغله دیگری غیر از این نداشت. با شاگردانش رابطه عاطفی عمیقی ایجاد کرده بود، خودباوری و اعتماد به نفس دو فاکتوری بودند که با بنا چون واکسن به تیم ملی فرنگی تزریق شد. همه اینها در کنار تغییر قوانین، به کمک کشتی فرنگی ایران آمد تا از تیمی رده پایین و بیادعا و بی ستاره، تبدیل به مدعی شماره یک جهان شود.
از اینجا بود که فرنگیکاران دیگر خواستار توجه و امکانات برابر با کشتی آزاد شدند. اگر غذای اردو خوب نبود و زمانی که بحث آن عدسپلوی معروف پیش آمد، توسط فرنگیکاران این موضوع رسانهای شد. وقتی اسپانسر کشتی به آزادکاران پیش از جهانی پاداش داد اما این پاداش به فرنگیکاران تعلق نگرفت، آنها به نشانه اعتراض محل اردو را ترک کردند و محمد بنا هم در راس همه این اعتراضها، خودش نماد اعتراض بود.
هرگاه شرایط را مطلوب و مساعد ملیپوشان نمیدید اردوی تیم ملی را ترک میکرد. قهرهای دنبالهدار بنا از همان فدراسیون طالقانی آغاز شد از رئیسی که خودش بنا را به عنوان مهره قابل اطمینان و فنی به عنوان مربی به کشتی فرنگی معرفی کرده بود. با آمدن یزدانیخرم، وی که در ابتدا به دلائلی البته نه از بُعد فنی، نظر مساعدی روی بنا نداشت، وی را کنار گذاشت و زمانی که تیم با رضا سیمخواه نتوانست به نتایجی که انتظار میرفت دست پیدا کند و اختلافاتی بین سیمخواه و کشتیگیران خصوصا حمید سوریان رخ داد، یزدانیخرم به دنبال بنا رفت و وی را بار دیگر به تیم ملی فرنگی اضافه کرد.
در دوره مدیریت خطیب نیز بنا چند بار در اعتراض به شرایط موجود قهر کرد که آخرین قهر وی با تعویض مدیریت فدراسیون همراه بود.
رسول خادم که در ظاهر مدیر تیمهای ملی اما در حقیقت همه کاره فدراسیون بود، ریاست کشتی را بر عهده گرفت و درحالیکه به نظر نمیرسید رابطه چندان خوبی بین او و بنا وجود داشته باشد، مجددا از بنا که از وی به عنوان معمار کشتی فرنگی، اسطوره و بهترین مربی ایران یاد میشد و حتی رئیسجمهور وقت نیز بارها از وی تقدیر کرده و خواستار ماندنش در تیم ملی شده بود، دعوت به کار کرد.
بنا به تیم پیوست در حالیکه از همان ابتدا هم میشد پیشبینی کرد که با توجه به تاکید رسول خادم بر انتخابی تیم ملی و اعتقاد نداشتن محمد بنا به پروسه انتخابی، این دو در این مسیر با مشکل مواجه خواهند شد.
همینطور هم شد و هر که با تیم برای مسابقات قهرمانی آسیا به قزاقستان رفته بود، در بازگشت از قهر قریبالوقوع بنا خبر میداد که همین اتفاق نیز رخ داد و کادر وی شدیدترین موضعگیری را نسبت به فدراسیون کشتی داشت.
آنها اعتقاد داشتند تاکید رسول خادم بر انتخابی تیم ملی فقط مختص کشتی فرنگی بوده و آنها در رشته آزاد چندان پایبند به این مسئله نبودهاند و انتخابهای مسابقات قهرمانی آسیا خیلی براساس پروسه انتخابی صورت نگرفته است.
تا اینجای کار شاید میشد حق را به محمد بنا و کادرش داد اما وقتی تنها دو هفته مانده به جامجهانی، به رقابتی بینالمللی که میزبانش ایران بود، بنا اردوی تیم ملی را ترک کرد و در پی آن هم همه فرنگیکاران به نشانه همراهی با بنا خانه کشتی را ترک کردند، دیگر کار محمد بنا هیچ توجیهی نداشت.
حتی سینهچاکان محمد بنا، آنهایی که تمام موفقیتهای کشتی فرنگی را کاملا در انحصار نام بنا میدانستند نیز در لفافه عنوان میکردند که کاش این مربی زمان بهتری را برای رفتن انتخاب میکرد.
شاید هم بنا این تصمیم را بازی دو سر برد برای خود میدانست و اعتقاد داشت اگر تیم ببازد همه تاکید میکنند غیبت بنا به تیم ضربه زده و بدون او تیم چیزی ندارد و اگر تیم ببرد هم، با این تفکر که در دو هفته هیچ مربی ای نمیتواند افکارش را در تیم پیاده کند، پیروزی محصول کار بنا و همکارانش است.
اما این بازی در عمل برای بنا چند سر باخت شد، چون هم نزد مردم و وجدان عمومی بازی را باخت و گویی همه عناوین رنگارنگ و القاب پرطمطراقی که در طی سالها به دست آورده بود، یک شبه از دست داد.
هم اینکه تیم به پیروزی رسید و گرچه شاگردانش به رسم قدرشناسی قهرمانی را به مربی خود تقدیم کردند اما این امر با واکنش خوب مردم مواجه نشد و ترک اردو آن هم چند روز بیشتر به جامجهانی تهران باقی نمانده، هرگز خوشایند دوستداران کشتی واقع نشد.
اما فدراسیون کشتی این موضوع را خیلی خوب مدیریت کرد. در حالیکه میشد در یک اقدام شتابزده، همه کشتیگیران را محروم کرد و مصاحبههای آتشین علیه کادر فنی قبلی داشت و به این شکل آرامش کلی کشتی را به هم زد، اما رسول و همکارانش خیلی معقول و حسابشده عمل کردند و به همین شیوه نیز آرام آرام همه اردونشینان را به خانه کشتی بازگرداندند.
حسن بابک که خود سال ۲۰۰۵ به واسطه درخشش محمد بنا، کنار گذاشته شده بود، این بار در هیبت مدیر تیمهای ملی تمام تلاشش را کرد که آرامش کشتی فرنگی بر هم نخورد و پاسخ هیچ کدام از اتهاماتی که از سوی کادر بنا به وی و فدراسیون وارد شده بود را نداد.
فدراسیون کشتی ناصر نوربخش که روزی یار غار محمد بنا بود و چند سالی میشود که با این مربی به اختلاف خورده و خودش را از کادر بنا خارج کرده بود، را به اردو فرا خواند تا این مربی هدایت فرنگیکاران را در جامجهانی به عهده داشته باشد.
ایران در گام اول ۸ بر صفر تیم ملی آذربایجان که ترجیح داد ترکیب اصلیاش را به تشک نفرستد، را شکست داد. ۷ بر یک از سد کرهجنوبی گذشت. ۸ بر صفر فنلاند را با شکست مواجه ساخت.
برد ۵ بر ۳ ایران نیز برابر ارمنستان به دست آمد تا شاگردان ناصر نوربخش فینالیست شوند.
در آخرین مبارزه نیز ایران ۶ بر ۲ تیم ملی روسیه را مغلوب کرد تا برای چهارمین بار قهرمان جامجهانی کشتی فرنگی شود و این چنین پرونده مسابقات جهانی با درخشش فرنگیکاران، مدیریت شایسته رسول خادم و همکارانش در بحران ایجاد شده، میزبانی خوب و لکه سیاهی که بر کارنامه محمد بنا نقش بست، به پایان رسید.
قیمت سکه و ارز
یادداشت
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
توئیت ها و ویراستی های برگزیده
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
مطالب استانها
•••
•••
•••
•••
•••
«سراج24» گزارش می دهد
بازی چند سر باخت بنا!/ مدیریت بحران به شیوه رسول خادم
قهرمانی تیم ملی فرنگی در جامجهانی تهران؛ در مسابقهای که میشد محبوبیت محمد بنا را بیش از پیش کند، اینبار به بازی چند سر باخت او تبدیل شد.
نظرات کاربران
پربازدیدترین ها
•••
•••
•••
•••
•••
•••
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••



